نقطه سر خط؛ با...شمام! ( دنیای سبز من)

هیس

فوق العاده
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٤
 

 عصر بود که خواب دید...

در گوشه ی از آشپزخانه نشسته بود چشمش به  اجاق گاز افتاد که صدای غُل غُل  کتری شنیدلبخند شیر آب کتری باز بود و گلدان بی رنگ در زیر آن قرار داشت بدون آنکه کسی آن را نگه دارد.

 وقتی زن چشمش به گاز می اُفتد تعجب می کند. چشم هایش را باز وبسته می کند انگاری چیزی می بیندتعجب بعدآروم آروم بلند می شود دست هایش به طرف آسمان می رود و بعد در خواب فریاد می زند زنده باد ایران زنده باد ایرانهوراهورا