نقطه سر خط؛ با...شمام! ( دنیای سبز من)

هیس

53
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

وقتی فیلم رسوایی دیدم... و بعد معجزه رنگ ها را خواندم به این موضوع فکر کردم که...

قرمز به سیاه گفت:

وقتی بخواهند مرا بد جلوه دهند از من می گویند من سکوت می کنم و مرا با بدترین وضع جلوه می دهند. باز سکوت می کنم در تمام داستان های زنان ف رنگ قرمز به تن می کنند اما من امروز می خواهم فریاد بزنم رنگی که این چنین معجزه می کند چرا این گونه او را پست شمرده اید....گریه

دل شکستهمن قرمزم. در مقابل کم خونی و سرما خوردگی ها و ذات الریه من نیرو می بخشم به بی تحرکی - مالیخولیایی- افسردگی - غمگینی وبی حالی را از میان می برم من غلبه می کنم بر یاس و ناامیدی آیا انصاف مرا این گونه یاد کنید.

من رنگ شهادتم - رنگ انقلابم.

سیاه گفت: من نفهمیدم رنگ عشقم یا رنگ عزا وماتم وسیاه بخت...

 

... بر روی کودکان از طرف دشمنان به مانند نقل ونبات بر سرشان می ریزد...  و خون می چکد بر روی زمین ...