دوم شخص ( دنیای سبز من )

هیس

8
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۸
 

 

 تا حالا فکر کردیدسوال خدایی تا حالا فکر کردید یا تحقیق کردید چه نانی برای روده های عزیزمان بهتر است. بیشتر توجه کنیم من از خودم نمیگم عینکدکترهای دلسوز می گویند. 

نان های سبوس دار، مثل نان سنگک.

معرفی فیلم

جاده ابریشم این فیلم روایتگر سفر ناخدا سلیمان ایرانی برای رساندن مال التجاره مردم از طریق عبور از دریا و به مقصد چین است.

  محمد بزرگ نیا ( کارگردان ) گفت:از زمان شروع  فیلم 5 سال طول کشید
. یکسال و نیم تحقیقات؛ هشت ماه فیلم نامه و.... بقیه را نمی نویسم صرف جویی در تایپ کردنقهقهه

 با بازی عزت الله انتظامی، رضا کیانیان( ناخدا ادریس ) ، بهرام رادان،(  شاذان بن یوسف'  ) داریوش ارجمند، ( سلیمان) پگاه آهنگران ( ماهورا )و پیام دهکردی.( مرداس)

آهنگساز: پانگ چان کونگ وینگ.

 فیلمی که از دیدن آن خسته نشدمخمیازه

فیلم سعادت آباد

کارگردان مازیار میری

نویسنده: امیر عربی

شش تا آدم متفاو ت

بازیگران: لیلا حاتمی ( یاسی ) . حامد بهداد ( محسن) مهناز افشار ( لاله ) حسین یاری ( بهرام ) هنگامه قاضیانی ( تهمینه ) امیر آقایی ( علی )

 یاسی تصمیم گرفته برای محسن شوهرش تولد بگیرد بدون آنکه محسن بداند تولد می گیرد . چشمک

در ضمن نقش خیلی مهَم موبایل ها را نگفتم.خنده که باید قدردانی شود از همین موبایل ها ی کوچک.

یاسی و محسن (محسن و پرستار پچه ؛ شخصیت محسن زبل و زرنگ )

لاله و علی  - تهمینه و بهرام

آدم های داستان همه به هم دروغ می گویندسوال

 

 

 کتاب آدم ها 

نویسنده  احمد غلامی

نشرثالث قیمت 5500 تومان

 62 داستان که 14 تا آن از جنگ است.

دکتر پاینده گفتند:توانمندی ایشان در جنگ است.

 این کتاب را با علاقه خواندم.

 

معلق ام در افکارم

 پلک های خسته

زیر بار قطره های اشک

با ؛باران همدردی می کند!

امروز که نه؛ دوباره از خودم خواهم گفت

خودم؛ سایه تو است!

*

از هر چه تلخ

بیزارم؛ کاکائو تلخ،

 زیتون تلخ،

 زبان تند تیز تلخ

 سیب سرخ تقسیم بر دونیشخند تو را دوست دارم چه برنده چه بازندهلبخند

 

به یلدا پیشنهاد ترجمه دادم تا نوشته هایم را به ریئس جمهور امریکا نشان دهم که چه کسی گفته هر کس زور و قدرت داشته باشد در بازی روزگار برنده است البته تو از کنایه زدن هایت موفق تر می شوی و آن وقت مثل سریال 24 یا لاست آنقدر دنباله دار باشد که برایت مهیج باشد و تو مشتاق باشی ببینی آخر داستان چه می شود. اصلا چرا راه دور بروم به مانند قهوه تلخ همانی که انگشت روی هر چیز مخالف گذاشته شود صدایش تا دورترها می رود باور نداری تنهاتر شدم میان گله هایت تنها تر که شدم به زور هم شد خندیدم و بعد فهمیدم با روزگار چه باید کرد. همیشه در این فکر بودم آیا تغییر خواهی کرد؟و لرزشی بر اندامم ظاهر می شد که نکند دوباره سریع باز عوض شوی و باز به جایگاه اول خود بر گردی. تو وارد اتاق می شوی در دستانت نوشیدنی می بینم از اینکه به فکر من بودی ناراحتی ها را فراموش کردم در یک لحظه بدون آنکه در چهره ات لبخندی باشد و مرا دعوت به خوردن می کنی که آنطورکه دوست دارم ومن مثل همیشه به تو اعتماد کردم خجالتمون دادی بدون آنکه نگاهی به من بی اندازی می گویی: حالا بیا این را بخور. به ضرب نوش جان کردم سوختم تو می دانستی من نوشیدنی گرم دوست دارم ولی ذهن شلوغت به اشتباه نوشیدنی داغ را ثبت کرد می خندی اشکالی ندارد بخند خوشحالم که باعث شادی تو یکی هستم از اینکه تحول پیدا می کنی و مرا در کنار خودت می بینی راضی ام .سرم را تکان می دهم و مات نگاهت می کنم از حرف های تو! به خودم حُکم دادم که دیگر من نمی خواهم بشنوم خسته ام از رنگ های مختلف عاقبت شیرداغ حنجره ام را سوزاند ومن این بار احساس آرامش نکردم از آن به بعد حنجرم دچار مشکل شد .

*در جنگ ایران وعراق هواپیمای عراقی تمام  آدم ها ی نقاشی مرا نابود کرد و تمام شعریم فیلتر شد در مغزم،از ترس!