نقطه سر خط؛ با...شمام! ( دنیای سبز من)

هیس

5
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

دوست حقیقی آنست که پشت سر دوست هم صدیق باشد.

حضرت علی (ع)

الفبای سخنگو

الف

ابرسیاه بر آسمان حکایت از دل گرفتگی اش بود. آه کشید، باران آمد، صدای پچ پچ در فضای باران پیچید .

ب

باورش شده بود که قوی ترین انسان ؛ هر وقت انرژی بیشتر در خودش احساس می کرد. همه را بازی می داد. حتا خودش را!

 پ

 پرواز کردند قاصدک ها به دفتر نقاشی ام  وقتی دورویی انسانها را دیدند.

 شوخی با کلماتقهقهه

وقتی فریاد بر لب می زد هیچکس نمی دید.

از آدمهای با هوش دوری کنید.

به کسی اعتماد نکنید حتا خودتانخنده

حسم همیشه درست میگه عاشق حسم هستم.

در حرف هایتان مراقب باشید .شاید کسی...

می گفت همه را خوب می شناسم حتا روانپزشک ها را

 می گفت تنها دوستش، مدادش است.

لحظه ها نزدیک است.

برای اینکه عذاب وجدان نگیرد. وارد بازیش کرد.

اعتراض کردم چرا اینجا آموزشگاه زدید.برای اینکه سکوت کنم ماهرانه مرا وارد کارهای خودشان کردند.

شکست می خورد؛ از درون خودش اما خوشحالم کمی تا اندازه مبارزه ام متوجه اش کرد.

 حتا در ماه مبارک رمضان هم نمی بخشمش.

آدم ها شبیه هم هستند؟ پس چرا او هم مثل او می ماند.عینک

همیشه نوشته های رمزی دوست داشتم باید غرق در نوشته شوی تا بفهمی.

 جدی نگیرد، نوشته هایم مثل حرف های اکثر آدمهاست.

 

 نامه

 سلام امیدوارم خوب باشید. در این گرما گرم تابستان اگر از حال این حوالی خواسته باشید. زیاد خوب نیست. عجله نکنید چرایش را هم می گویم. می دانیم سرتان؛ چشم شیطون کر خیلی شلوغ است. اما خواهشی که داریم در این ماه مبارک رمضان همراه با خانواده تشریف بیآورید در تقاط اتوبان امام علی در خروجی بزرگراه رسالت( مسیر شرق وغرب وارد می شود) ها حالا شما اینجا را داشته باشید. بعد همینطور برید برید بطرف رسالت حتما حتما با خانواده تشریف بیاورید تو راخدا با ماشین نیاید ها اگر هم خواستید شب نه اصلا هم روز و هم شب تشریف بیاورید. این مسیر را من  داشتم رد می شدم گفتم خوب است شما هم بدانید .ببخشید اگر نامه ام اداری نیست آخه من یواشکی دور از چشم مامانم نوشتم من هنوز مدرسه نرفتم هاچشمک این چیزها هم که نوشتم یاد گرفتم از رادیو یه برنامه داره در شهرخنده

هفته گذشته   نقد کتاب وقتی بابا باتری دار می شود از رضا ساکی و شب ممکن از محمد حسن شهسواری رفتم.

 وقتی بابا باتری دار می شود از انتشارات گُل آقا

قیمت:2000تومان

داستان طنز تلخی است. لحن روایت تعریفی است از دوران بیماری گذشته. . والبته همراه با تصویر سازی سلمان طاهری.پیشنهاد می کنم بخوانید.

  شبِ ممکن نویسنده محمد حسن شهسواری وبا حضور محمد حسن شهسواری، دکتر حسین پاینده ( منتقد) و محمد حسن معجونی ( کتابخوان)

انتشارات : چشمه

قیمت:3600تومان

چاپ چهارم

160 صفحه این داستان پسا مدرن اما

 وقتی این کتاب می خواندم دیدم در چند قسمت توصیف اشکال دارد. در جلسه نقد وقتی گفتم همه خندیدندخنده در ضمن چیزی که فهمیدم در جلسات نقد ....بگذریم.

 حوصله ندارم بنویسم اما هر دو کتاب دوست داشتم.

 در افکارم قدم می زنم و بعد زیر  لب نجوا می کنم. تنها گُلی که برایم ماند با

ترفند خودش ربود .                                                           

 

بدرود

 التماس دعا