دوم شخص ( دنیای سبز من )

هیس

 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱۳
 

در کمد را باز میکنم

1

2

3

4

وای چقدر کیف !

نه من فقط همان کیف سیاه را می خواهم

.............................................

ساعت نه شب است

رادیو قصه می گوید

برای آن کودک ...

وقت خواب ست

................................

کاش پو لی درکارنبود

وآن زن به مانند سیب سرخ

قرمز نمی شد

...........................

روسری ضخیم را

جلوی صورتش گرفت

نفسش بند آمده

از این همه ریا....

...........................

پارک

قرار

ورزش

پیاده روی

خلا ف

...........................

ساعت هفت می رو د

ساعت ......

خسته

مثل جنازه

رفت تا فردا ساعت هفت

...................................

مجله ها با صفحه های رنگی

وا سم های گو ناگون

هدف یکی ست

اشتباه نکن

جالب است

....................................

عشق من

من ترا یافتم

با اینکه جنگ بو د

وتو تنها در گوشه ی

ازترس کز کرده بودی

من ترا یافتم

چه مظلومانه

نگاهم کردی

خواستم تیر هدفت قرار دهم

اما نگاه تو

مرا مجبور به این کار نکرد

ومن بیزارم ازجنگ