دوم شخص ( دنیای سبز من / سابق)

هیس

86
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٧
 

دیشب ، صحنه  ی که مهری خانم  را می خواستند اعدام کنند ،توجه کردید؟(سریال کیمیا) مرا یاد مداح هایی که هنگام به خاک سپردن ، پیاز داغ زیاد می کنند (صاحب عزا غش می کند)مداح هم خوشحال می شود که چه مجلس گرم کردم. زبان حالا در این سریال ،کارگردان و فیلمنامه نویس هم چه کیفی کردند تشویق حالا اگر من این ضرب المثل بر عکس کنم ( برای تو آب ندارد، برای من که نان دارد!)که چه خوب اعصاب ملت؛ ... نیشخند هر چند که خود من هم ، به دوستی ؛ گفتم داستانی می نویسم که وفتی خواندی  گریه( اما بعدا که فکر کردم ،دیدم اشتباه محض است.)

فقط یک سوال ،چرا اعضای خانواده را ردیف می کنند برای تماشای اعدام ؟تازه آن هم زیر هیجده سال !؟

 


 
 
85
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢۳
 

دعوا ی من ؛ و قلمم بر سر اسم وبلاگم.

من می گویم: اون موقع که چپ چپ به نوشته هایم نگاه می شد تو کجا بودی؟ اون موقع که قلمم شکستم کجابودی ؟ حالا غیرتی شدی؟

قلمم می گوید: آهان چی؟ پیچیده حرف می زنی؟

دوباره بهش می گویم.





 
 
84
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢
 

مشاهده یادداشت خصوصی