نقطه سر خط؛ با...شمام! ( دنیای سبز من)

هیس

83
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٤
 

هر چند که اهمیتی ندارد من چه می نویسم . اما من چیزهایی که دیدم ، می بینم و شنیدم می گویم:

در خبر گزاری تسنیم خواندم که " تنهایی لیلا " می بایست می گذاشتند بدبخت تر از ستایش اما، اما من هم می گویم؛ لطفا به این نکته توجه کنید

من بدبخت تر از اینها، حالا چرا ؟

هر دو سه شبی صدای ناهنجار تصادف را  می شنوم، بخاطر اتوبان ناقصی که رو به روی منزلی که قبلا گفتم ( کاش هر جا بودم جز اینجا ...)

فقط نمی دانم راهنمای رانندگی(  نمی تواند سرعت گیر بگذارند؟؟؟؟

بدبخت تر از آن دو، یعنی لیلا و ستایش من و امثال من هستند  که با آدم های بی فرهنگ و بد دهن در مراکز... باید رو به رو شد ...اگر جواب ندهی نمی توانی این همه توهین رو دوش خودت بکشی اگر هم جواب بدهی ....

شما فکر می کنید؟ پاسخ سوال من، سخت است؟


 
 
82
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱۳
 

نگفتم؛ شخصیت داستانیم را از همان اول بلند بالا و بذله گو ساختم. همه تان به وصف شدید، کتاب را از بازار سیاه خریدید و بعد مشتاقانه کتاب را در دست هایتان قرار دادید و برای کلمه به کلمه آن قاه قاه خندید،  فکر این جا را نکردید؟ و حالا از من می پرسید:

آقا زاده ها پشت شخصیت  داستانی هستند که هر چه دلش می خواهد می گوید؟ حالا هی بگویید  وحرفت تان را ادامه بدهید....اما من می گویم فکر نکن باهوش و نابغه است این ضعف شخصیت داستانی من است.

حالا باور نکنید؛از من گفتن.


 
 
81
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱۱
 

آقای محترم لطفا توجه کنید!

طبق تبصره ی که بعد از کلی فکر کردن؛ در مورد شما ، نوشتم ...و دیدم، هیچ فایده ای نداشت، باید از حالا  به بعد در فکر چاره باشید وگرنه؛

بی شک هر چه قدر میزان توهین و انتقاد های مستمر، بیشتر باشد به همان میزان وخامت و عفونت بیماری هاشدیدتر و بدتر خواهد بود!

از من گفتن.


 
 
80
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٥
 

مشاهده یادداشت خصوصی