دوم شخص ( دنیای سبز من / سابق)

هیس

65
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۸
 

گفت: این حرف ها دیگه حالیم نیست؛حتما تا حالا مُرده ام.چشمک

گفتم: خُبتعجب

گفت:درست فهمیدی.لبخند

نه من و نه او چیزی نگفتیم.دروغگو


 
 
64
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۱
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
63
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٢
 

فقط یک لحظه گوشم را بستم تا هیچ دروغی نشنوم. در خیالات خود غرق شدم غافل از شخصیت های داستانم که رویایی می شوند... سوت بلبلی می زنند اما من هیج قدمی بر نمی دارم تا این که با کشتی سفید فرار می کنند تا به رویاهایشان برسند. صدای خشنی می شنوم که می گوید:" پولدار شدم، پولدار."

 زار زار گریه می کنم.


 
 
62
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٧
 

گفت...بخاطر گرانی چاپ کتاب،شاید هم حذف داستان چشمک هایم؛

...داستان هایم را در وب، فیسبوک...زبان

وایبرتعجب

روزنامه های داخلی و خارجی منتشر می کنمقهقهه

تا آمدم بگویم:

از خواب پریدمدروغگو


 
 
61
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٥
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
60
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱
 

مشاهده یادداشت خصوصی