دوم شخص ( دنیای سبز من / سابق)

هیس

می دانستی!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤
 

غروب است . یکی ازهمان غروب های دلگیر درست مثل غروب نقاشی هایم که با مداد سیاه ترسیم می کنم! که هرچند وقت یکبار،مرا دلگیرمی کند، که نمی توانم نفس بکشم وقلبم سنگینی می کند و انگارسوزشی درآن احساس می کنم سوزشی که با هیچ چیزی خنک نمی شود. می خواهم پنجره را باز کنم اما دلم گرفت از گریه بچه همسایه!  

یک فنجان قهوه می ریزم ، قهوه تلخ را می نوشم وبعد می خواهم فال بگیرم! فال قهوه! به نیت خودم،فقط خود خودم! گاهی لازم است که به خود فکر کنم! نمی خواهم تاریخ مرگم را بدانم می خواهم بدانم دربازی زندگی من کجا نقش دارم .

فقط همین