دوم شخص ( دنیای سبز من / سابق)

هیس

کاش!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠
 

در کوچه باغ های خیالی من

کاش لبخند می زدی

کاش می شد فقط امروز را می آمدی 

چون

یک شب

مرگ مرا دیوانه کرد

اما تو نبودی!

حیف!


 
 
باران
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠
 

باران نمی بارد

 تا زمانی که

ذهن تو

  به اشتباه ، در مورد آفتاب فکر کند

 باران نمی بارد

 تا زمانی که نگویی اشتباه کردم

و من در آرزوی رویای طلایی برای همه ی اهالی شهر بودم

و تو ....

پس اگر نگویی اشتباه کردم باران نمی بارد !

نمی بارد

نمی بارد


 
 
مبارکباد
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۸
 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 سا لروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارکباد


 
 
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٦
 

 اگر بتوانیم یکبار دیگر زندگی کنیم،و سلامت به مقصد برسیم! آنگاه چه کاری انجام می دهیم ؟

 


 
 
می گفتی
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٦
 

در نامه ی برایم نوشتی  

هیچکس مثل تو نیست

حتی صدای لرزانم

یا شاید فریاد هایم

پس، یادت است که می گفتی

هیچکس شبیه من نیست

نگاه پر از سوالم؟ خنده های کودکانم

حیف، آخرین یادگار بدون آنکه خواسته باشم باد نوشته ها را با خورد برد

می دانم هرگز نامه ها با خود نخواهد آورد

هرگز

 و من بیزارم از غرش آسمان

من تنها نمی گویم! حتا کبو تران با آن بال سفیدشان ترس برشان داشت

من از آهنگ صدایشان فهمیدم!

  


 
 
قصه ی شب
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤
 

قصه ی شب را دنبال کردم

گوش هایم را تیز کردم!

زن همسایه، زمزمه کنان نجوا کرد

سقف خانه ویران، دل من نالان

آیا می شد؟

خانه ام می درخشید بر فراز ابرهای مه گرفته

هر چند!

مورچه های آشپزخانه

عاشق عطر شعر هایم شدند!

و مرا بخاطر هر آنچه که خواندم

هرآنچه که گفتم

سپاس دارند

 چه لذتی دارد تشویق!

بدون آنکه بدرخشد خانه ات  


 
 
روح من!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤
 

روح من در باغ بهشت می چرخد . 

 


 
 
عینک!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٤
 

مرا خوشبخت دانستی، که عینک بر چشم دارم. بر سادگی تو خندیدم! 

راستش را بخواهی، شیشه عینکم دود سیاه گرفته! 


 
 
نمی دانم
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۱
 

در انتهای کدام جاده بی انتها

ایستاده ای

خاموشی تا کی؟

برگ های خزانی

 رقص کنان  می خزند،برروی شانه هایمان

چشم هایت را باز کُن

 شاعرانه جشن می گیرند

برای من و تو

بگذار خوش باشم

 


 
 
اعتراف
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۸
 

 هلهله کنان،در سپیدی صبح

 صدای سوت قطار زندگی میآید

نجوا کردی، ای دل غافل

 اشاره کردم؛ به هر سو می رود رویاهایمان.

سرد زمستانی شدم، از خود پرسیدم:

ای دل غافل یعنی چه؟ 

 


 
 
برای او شعر خواندم!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳
 

شعر می خوانم با آهنگ ملایم

آسمان عصبانی ست

نگاهش بارانی ست

نیست در چهره اش مهربانی

نگاه که می کنم!

می ترسم از این همه عصیان!

صدای فریاد می آید!

شب است

و زنی خسته

خسته از این روزگار، با نفس های تکراری

چادر گل گلی اش

گلی است!

در آسمان رگباری!

شب است


 
 
خنده درمانی!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱
 

به یاد این موضوع ها باشید شاید خنده تان گرفتخنده

اگر دور برتان ازبچه کوچولو گرفته تا .............................نگاهش کنید

اول یک  لبخند وبعد  3،2،1بشمارید بعد هردو نیشخندخنده تان می گیردقهقهه

به یاد این باشید که از کار اخراج شدیدتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com خنده نداشتگریه

به یاد این باشید که همیشه باید برای خانواده تان اینطور باشیدتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

بازم خنده نداشتچشمک

پس به این فکر کنید طلبکار هی تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com چی شد ؟خطرناک شدنیشخند

به این فکر کنید وقتی به همسر یا شیطان زنگ می زنید هیچ وقت در دسترس نباشد دل شکسته چی ؟

به این فکر کنید  هنوزحقوق نگرفته اید وعیال مربوطه

اصلا سرتان غر غر نمی کندزبان چون مثل یک بچه خوب در خانه است بیرون نمی رود و نه مهمان دعوت می کند ونه مهمانی می رود تازه می گوید رزیم هم می گیرم که لاغر شومماچ

به این فکر کنید چه شانس خوبی دارید که در مسابقه های تلویزیون رادیو و... و برنده هستیدچشمک

به این فکر کنید خوشبخت هستید چرا تعجبچون به یاد خاطرات خوبتان تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.comهستید خنده ومی توانید بخندیدتصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.comوبه یاد این باشید زندگی خیلی زیباستساکت

اگر خنده تان نگرفتخجالت مرا خواهید بخشید چون در موردش فکر نکردمهورابامن حرف نزن

 



 
 
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱
 

زندگی کمی تا اندازه ای

قهقهه اینطوری است

پس خندهبخند


 
 
شعرهایم را با صدای بلند بخوان!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱
 

تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.comنمی دانم پیامم را شنیدی یانه؟

از من نپرس چه روزی آمدم

وچه روزی خواهم رفت

فقط برخیز شعرهایم را با صدای بلند بخوان

زیرا فرشته های عاشق منتظرند، آنها هم می دانند!

دیشب در خوابم

ابرهای سفید لبخند زدند برمن!

زیرا !

بهانه هایم شفاف می شود اگر شعرهایم را نخوانی!


 
 
به یاد 8 آبان( شعری از قیصر امین پور)
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٠
 

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى
آفتاب زرد وغمگین، پله هاى رو به پایین
سقف هاى سرد و سنگین، آسمان هاى اجارى
عصر جدول هاى خالى، پارک هاى این حوالى
پرسه هاى بى خیالى، نیمکت هاى خمارى
رونوشت روزها را روى هم سنجاق کردم:
شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى
روى میز خالى من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامى از مایادگارى

 تولد ،۱۳۳۸ گتوند خوزستان


 
 
من وخواب هایم!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٧
 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comدیشب در خوابم!

بال های کبوتران را ترسیم کردم

باور می کردی؟

پرواز کنم در دل شب


 
 
ولادت حضرت امام رضا (ع) مبارکباد
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٧
 

 زیر آن همه باران 

من در آرزوی حرم نشسته بودم!  

تا غصه هایم را  

در عطر صلوات پنهان کنم!  

من نگاه می کنم  

کبوتران به دور گنبد در خیال آرزوها  

آنها هم مثل من چه عاشقانه  

پرواز می کنند!  

باور می کنی!  

رویاهایم طلایی می شود وقتی برای همه ی اهالی شهر،رویاهایی طلایی می خواهم!

راستی ...

دیشب در خوابم  

تصمیم گرفتم! برای سرگیجه هایم یک بلیط رفتن به دور دست ها بگیرم  

باور می کردی!

من چه دست و دلباز باشم!



 
 
باور می کنی!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥
 

دیشب در خوابم        

دلم گرفت!         

دلم آن قدر گرفته بود!         

که شهر در تاریکی رفت!       

باور می کنی!     

دیشب در خوابم   

بادبادک ها        

در یک ساعت معین پرواز کردند،   

شاید!      

مقصدشان تا آن سوی ابدیت بود باور می کنی!


 
 
من وسریال های تلویزیون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢
 

سریال دل نوازان را نمی دانم مهمان خانه ی شما هست یا نه؟لبخند

مهمان خانه ی ماکه هست یعنی از شما چه پنهان چند قسمت اول این سریال را ندیدم

به گفته ی ای بنده خدایی ما هم نشستیم بدیدن این فیلمچشمک نشستن همانا.....نیشخند

حالا هرشب این فیلم دنبال می کنمزبان دنبال کردن همانا....

 اخلاق خاله زنکی آقا رامین یا اینکه بدانم تکلیف ....حالا بگذریمتعجب

اصل موضوع یادم رفت بگویمچشمک این بنده حقیرکه همچنان غرق درفیلم می شوم وشاید دلم برای یکی از این بنده خدا ها در اوج ناراحتی تا می آید بسوزد

هنرپیشه ها را می گویمگریهفیلم قطع می شود و پیام های بازرگانی شروع می شودعصبانیتازه گاهی اوقات این پیام های بازرگانی مرا از دنیای فیلم به قرعه کشی و.... می بردقهقهه شما را نمی دانمخنده

سریال شمس العماره را حتما دیدیدنیشخند ندیدشیطان عمارت ، خواستگاری یادتان آمدبازم راهنمایی کنم ؟ 

لطفا کمی تا اندازه اییکبارببینید قهقهه هرچند که خودم هر از چند گاهی می بینم نیشخند

در ضمن ابرو های خانمها را یه نیم نگاهی بی اندازیدباور کنیدسوال من یکی نفهمیدم یعنی چه! وچرا ابرو های همه خانمها باید بور باشدخجالت اگه شما فهمیدید لطفا به من هم بگوئیدتشویق