نقطه سر خط؛ با...شمام! ( دنیای سبز من)

هیس

بهار زیباست !
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩
 

 

من خواهم چید سفره ی زیبای هفت سین در خانه کوچکمان  !

می بینی بهار می آید ومن می شنوم صدای پای بهار را !

وتو لبخند بزن به این همه شادی که من دارم ! که سارا دارد !

مژ ده از این بالاتر که همه در حال تحول هستند !

آنقدر بهار زیباست که می توان دوباره زنده شد

می توان دوباره زندگی کرد   !

 دنیای سبز من می گوید  : بهار 88 مبارکباد http://farm1.static.flickr.com/52/115776784_613baa7d0f.jpg


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸
 

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irگفت : زرد شوی ، سرخ یا سبز شوی !

نماد هفت سین را نمی دانی !

گفتم :


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧
 

نکته ای به خاطرم رسید حیفم آمد نگویم ،تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

یا د مان باشد فراموش نکنیم انسانیت را ...تصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٦
 

 همه به من می گویند : شعر هایت بوی غم می دهد ! من می گویم شادی را دوست دارم لبخند

  پنجره را باز می کنم ! درخت تنومند جوانه زده ! نسیم بهاری در راه است !   و می گویم ای انسانها مهربانی را فریاد کنید !چشمکعصبانیت را پنهان کنید!قهقهه آن وقت دوستی آشکار می شود .خجالت

 ومن بازخواهم گفت :

 فکر نکنی من از این دیار سرسبز که دوستش می دارم

پرواز خواهم کرد !  من فقط در حال استراحتم !

فقط همینخندهزبان


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤
 

 

 

مبارکباد میلاد رسول اکرم صلی علیه و آله

پرهیز کارترین مردم کسی است که بگوید حق را در سود و در ریان خود . حضرت محمد (ص )

مبارکباد روز اخلاق ومهرورزی

نمی توان همه را بمال راضی کرد . اما بحسن خلق می توان . حضرت محمد ( ص )

مبارکباد میلاد امام جعفر صادق

امام جعفر صادق (ع )  : پیامبر خدا فرموده :  ای علی هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .


 
 
این نوشته مال کسی است که ...
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳
 

ستارگان ، ماه ، خورشید ، دریا ، مال تو !

فرصت من کم است ! من باید بروم به جایی که مال من نیست !

هر چند اگر هم قرار باشد بمیرم می خواهم !

باران ببارد ! باران


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٢
 

بی قرارهایت را ندیده گرفتم ! حیف ، حیف که سالها از آن روز می گذرد .

ومن با یک دسته گل با یک دنیا پشیمانی  به دیدنت می آیم ! روز های پنجشنبه !

هرچند که می دانم ! مرگ آن چنان هم ترسناک ودهشت انگیز نبود برایت !

وتو گفتی دوست داری بعد از مرگت زنده باشی !


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

بیچاره حساب ! کتاب عید را می کند .تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٤
 

خودم را در آینه دیدم چند تا چشم در صورتم دیدم ! چه خوشحال بودم من !

****

 سحرگان چشمم را باز کردم ! آسمان تیره و تار را آبی دیدم .

 


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
 

آسمان ابری

جنگل سرسبز

درختان بلند قامت 

ومن نظاره گرم از دور

ومن می خواهم بدانم

بعد از مرگم

اشکی بر روی خاک سردم

خواهی ریخت ؟


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٢
 

چرا صدای شعر هایم

درکوچه باغ های آرزوهایم

طنین نمی افکند

من مایوس شدم !


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱
 

من در مقابل این همه ایثار تو کم آوردم !

سکوت می کنم ، سکوت تلخ

راستی از تو فقط برای تو نامه خواهم نوشت

ومن دفتر خاطراتم را ورق می زنم

افسوس !

که من دیوانه ی رویاهایم بودم

وتو

رویاهایم را به تصویر کشیدی

نمی دانم !

شاید می خواستی مرا سر عقل بیاوری !

حیف ، حیف که من دیر فهمیدم

وحالا این زمین خشک

که هرروز عهده ای را در خود می بلعد .

 حالا در انتظار من است !

هر چند رویاهایم پوچ بود !

مرا در این قافله ، تنها نگذار

ثانیه ها آزار دهنده هستند

مرا بخاطر خودم نه ! مرا بخاطر خودت ببخش .

نوشته های اخیرم در مورد زنی است که در آستانه اعدام است زنی بنام شهلا .


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٠
 

آهسته ، آهسته چشم هایت را باز کردی ! ومن خوشحال تر از دیروز .


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٩
 

هجرت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه مبارکبادقلب

آی عشق ادرکنیقلب


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٩
 

باور کن راست می گویم

می خواهم به مانند تو باشم

شعرهایم به حرف در آمدند

کاروان شهیدان رفتند

ومن با قدم های آهسته

و کفش های میخ دار

وپاشنه پا های خونی

بدنبال تو هستم !

آهسته برو من می ترسم از این تنهایی !


 
 
بخشایش
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۸
 

در پیشگاه جوانمردان هر کس از کرده خویش پوزش خواهد از وی در می گذرند ، اگر هم دست بخون آلوده باشد .

****

از افلاطون پرسیدند بچه و سیله می توان از دشمن انتقام گرفت گفت بفضل و کرم

سخنان مشا هیر

 

 

 


 
 
حدیث اخلاقی از امام رضا علیه السلام :
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۸
 


عقل و ادب
« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَکَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِکَ إِلاّ جَهْل ».

عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یک مشقّت است، و هر کس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.


360.jpg


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧
 

نمی دانم آخرین حرفم چه خواهد بود !


 
 
التماس دعا
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥
 



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 ای خدای من :

از نورحمد وثنا دیدگانم را روشن بیفزا من دوست دارم دلی روشن تر از خورشید داشته باشم .قلب

 


 
 
 
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳
 
 


درخاطراتم فقط یک قطره باران بود .